فکر میکنی بلدی؟ قبل از کارنامه یه عدد بنویس
حس «بلدم» یکی از نامطمئنترین حسهای دنیاست. یه تمرین ساده نشون میده چقدر میشه بهش اعتماد کرد؛ و چطور میشه دقیقترش کرد.
تیم محتوای Do۴ دقیقه مطالعه
فهرست این مقاله
خلاصه در سه خط
- آشنا بودن یه متن با بلد بودنش فرق داره؛ تشخیص دادن خیلی آسونتر از به یاد آوردنه.
- قبل از هر آزمون درصدت رو پیشبینی کن و بعد با کارنامه مقایسه کن؛ فاصلهٔ این دو اسمش کالیبراسیونه.
- برگهٔ سفید بهترین آینهست: کتاب رو ببند و هرچی یادته بنویس.
یه فصل رو سه بار خوندی. هایلایتها مرتبن، جملهها آشنان، و حس میکنی آمادهای. سر آزمون یه سؤال از همون فصل میاد و ذهنت خالیه. «ولی من اینو خونده بودم!»
مشکل این نیست که تنبل بودی. مشکل اینه که به یه حس اعتماد کردی که خیلی قابلاعتماد نیست: حس بلد بودن.
آشنا با بلد فرق داره
یه مثال روزمره: یه چهره رو تو خیابون میبینی و فوراً میفهمی میشناسیش؛ ولی هرچی فکر میکنی اسمش یادت نمیاد. تشخیص دادن (بازشناسی) یه کاره و به یاد آوردن (یادآوری) یه کار دیگه، و دومی خیلی سختتره.
وقتی یه متن رو دوباره میخونی، مغزت مدام پیام میده «این آشناست». ما اسم این حس رو میذاریم «بلدم». ولی سر جلسه کسی متن رو جلوت نمیذاره؛ باید خودت از حافظه بیرونش بکشی. پژوهشگرها به این فاصله میگن توهم تسلط.
یه مرور علمی معروف که ده روش رایج مطالعه رو بررسی کرد، به دوبارهخوانی و هایلایت کردن «سودمندی پایین» داد؛ و به آزمون دادن از خود و مرور فاصلهدار «سودمندی بالا». یعنی محبوبترین روشها، کماثرترینها بودن.
مغزت مدام داره حدس میزنه
موقع درس خوندن، مغز تو پسزمینه یه کار دیگه هم انجام میده: حدس میزنه «اینو بعداً یادم میمونه یا نه؟». روانشناسها به این میگن قضاوت یادگیری. مشکل اینه که این حدس بیشتر از روی سرعت و روانی خوندن ساخته میشه. متنی که روون خونده شده، «یاد گرفتهشده» حس میشه؛ حتی اگه نشده باشه.
برای همین یکی از رایجترین برداشتهای غلط اینه: «روون خوندم، پس فهمیدم.»
کالیبراسیون یعنی چی؟
کالیبراسیون یعنی اطمینانت چقدر با عملکرد واقعیت جوره. فرض کن قبل از آزمون فکر میکنی شیمی رو ۷۰ درصد میزنی و کارنامه میگه ۴۰. این ۳۰ درصد فاصله، یعنی کالیبراسیونت ضعیفه.
یه نکتهٔ مهم: هدف «اعتمادبهنفس بیشتر» نیست؛ هدف اعتمادبهنفس دقیقتره. هر دو طرف هزینه دارن:
- اطمینان بیش از حد: زودتر از موعد یه مبحث رو کنار میذاری، چون فکر میکنی بلدی.
- اطمینان کمتر از حد: وقتت رو صرف مبحثهایی میکنی که واقعاً بلدی، و از مبحثهای ضعیف غافل میشی.
برگهٔ سفید
بهترین راه برای دیدن واقعیت سادهست: کتاب رو ببند و هرچی از یه گفتار یادته روی یه برگهٔ سفید بنویس. بعد کتاب رو باز کن و مقایسه کن. جاهای خالی دقیقاً همون چیزیان که باید بخونی.
این کار دو تا فایده با هم داره. هم یه ابزار تشخیصه (نشونت میده کجا رو بلد نیستی)، و هم یه ابزار یادگیری: یه فراتحلیل بزرگ نشون داد آزمون تمرینی در مقایسه با دوبارهخوانی، اثر قابلتوجهی بر یادگیری داره؛ و این فایده برای دانشآموزهای دبیرستانی هم دیده شده. نکتهٔ منصفانه: بیشتر این پژوهشها روی آزمونهای کماهمیت انجام شدن، نه آزمونهای سرنوشتساز.
کارنامه، آینهٔ کالیبراسیون
آزمونهای آزمایشی فقط برای سنجیدن دانش نیستن؛ بهترین ابزار برای تمرین کالیبراسیون هم هستن. کافیه قبل از هر آزمون یه کار کوچیک بکنی: یه عدد بنویس.
جمعبندی
حس «بلدم» یه گزارشه، نه یه حقیقت. به جای اعتماد کورکورانه به این حس، هر از گاهی محکش بزن. برگهٔ سفید و یه عدد قبل از کارنامه، سادهترین ابزارهای این کارن.
منابع
- Dunlosky, J., Rawson, K. A., Marsh, E. J., Nathan, M. J., & Willingham, D. T. (2013). Improving students' learning with effective learning techniques. Psychological Science in the Public Interest, 14(1), 4–58.
- Bjork, R. A., Dunlosky, J., & Kornell, N. (2013). Self-regulated learning: Beliefs, techniques, and illusions. Annual Review of Psychology, 64, 417–444.
- Adesope, O. O., Trevisan, D. A., & Sundararajan, N. (2017). Rethinking the use of tests: A meta-analysis of practice testing. Review of Educational Research, 87(3), 659–701.
